مطالب روان‌شناختی شماره 5 – نقش احساسات سرکوب‌شده در شکل‌گیری مشکلات روانی، نگاهی علمی با رویکرد پویشی کوتاه‌مدت فشرده (ISTDP)

شناخت فرآیندهای درونی انسان معمولاً به‌سادگی آن چیزی نیست که در نگاه اول به نظر می‌رسد. بسیاری از واکنش‌ها، تصمیم‌ها و علائمی که افراد تجربه می‌کنند، ریشه در الگوهای قدیمی‌تری دارند که در سال‌های اولیه زندگی شکل گرفته‌ و بعدها به شکل‌های مختلف در رفتارهای امروزی ظاهر شده‌اند. یکی از محورهای اصلی درک این الگوها، مفهوم «فشار روانی ناشی از احساسات سرکوب‌شده» است؛ احساسی که فرد توان ابراز یا تحمل آن را نداشته و در نتیجه در لایه‌های ناهشیار باقی مانده است. درمان پویشی کوتاه‌مدت فشرده (ISTDP) بر همین نقطه تمرکز دارد و تلاش می‌کند با شیوه‌ای ساختارمند، این هیجان‌ها را به سطح آگاهی بازگرداند تا از حالت فشار مخرب به یک نیروی سازنده تبدیل شوند.

در بسیاری از موارد، افراد نشانه‌هایی مانند اضطراب پایدار، تنش‌های عضلانی، نگرانی‌های مکرر یا حتی رفتارهای اجتنابی را تجربه می‌کنند بی‌آنکه بدانند این واکنش‌ها در واقع مکانیسم‌های دفاعی برای محافظت در برابر احساسات حل‌نشده هستند. این دفاع‌ها در گذشته ممکن است نقش حفاظتی داشته باشند؛ اما در بزرگسالی به‌مرور تبدیل به مانعی برای عملکرد سالم، روابط پایدار و تصمیم‌گیری‌های دقیق می‌شوند. رویکرد ISTDP در چنین شرایطی تلاش می‌کند بدون زیاده‌گویی و بدون تمرکز بر تفسیر‌های نظری پیچیده، رابطه منطقی میان احساس، دفاع و اضطراب را آشکار کند و به بیمار کمک کند با واقعیتی مواجه شود که مدت‌ها از آن دوری کرده است.

یکی از ویژگی‌های مهم این روش، تأکید بر تجربه مستقیم احساس به‌جای صرفاً صحبت درباره آن است. در جلسات درمان، درمانگر تلاش نمی‌کند احساسات را برای بیمار تحلیل کند؛ بلکه بیمار را مرحله‌به‌مرحله به جایی هدایت می‌کند که خودش این احساس را تجربه کند، آن را ببیند و بتواند نیروی آن را به‌صورت واقعی درک نماید. این تجربه نه‌تنها به کاهش نشانه‌های اضطرابی و تنشی کمک می‌کند، بلکه ظرفیت فرد برای مواجهه با موقعیت‌های پیچیده زندگی را تقویت می‌کند و انعطاف‌پذیری عاطفی او را افزایش می‌دهد.

با عبور از این لایه‌ها، فرد به تدریج متوجه می‌شود بسیاری از انتخاب‌ها و رفتارهای فعلی، تکرار الگوهایی است که در گذشته به شکل ناهشیار تثبیت شده‌اند. برای مثال، فردی که به‌طور افراطی از تعارض اجتناب می‌کند، ممکن است در کودکی یاد گرفته باشد که بیان خشم یا ناراحتی به پیامدهای ناخوشایند منجر می‌شود؛ بنابراین این احساس درونی سرکوب شده و بعدها به شکل اضطراب اجتماعی، خودسرزنشی یا ناتوانی در تعیین مرزهای شخصی ظاهر می‌شود. ISTDP با شناسایی این الگوها و مواجه‌سازی تدریجی، فرصت بازسازی تجربه‌های ناکام را فراهم می‌کند و اجازه می‌دهد فرد توانایی تنظیم هیجان‌های خود را بازیابد.

در این مسیر، نکته مهم این است که درمان به‌دنبال ایجاد تغییرات سطحی یا موقت نیست. هدف این است که فرد بتواند رابطه سالم‌تری با احساسات خود برقرار کند و دفاع‌هایی را که سال‌ها عملکرد او را محدود کرده‌اند، بشناسد و کنار بگذارد. به همین دلیل نتایج درمان معمولاً پایدارتر و عمیق‌تر از مداخلاتی است که تنها بر اصلاح رفتار یا ارائه راهکارهای سریع تکیه می‌کنند. بازگشت به ریشه احساس و باز کردن گره‌های هیجانی، مسیری است که بهبود واقعی را امکان‌پذیر می‌کند و فرد را از چرخه تکرار شونده اضطراب و فرار از هیجان رها می‌سازد.

در نهایت، این رویکرد با ترکیب مشاهده دقیق، تعامل فعال و تحلیل منطقی، چارچوبی فراهم می‌سازد که بیمار بتواند از تجربه صرفاً ناخوشایند اضطراب عبور کند و به منبع اصلی آن برسد؛ منبعی که زمانی مهار نشده و ترسناک بوده و اکنون می‌تواند به بخشی از توانایی او برای زندگی بهتر تبدیل شود. این فرآیند نه جادویی است و نه سریع، اما وقتی با دقت و صبر دنبال شود، ظرفیت واقعی فرد را بیدار می‌کند و مسیر رشد شخصی و عاطفی را قابل دسترس‌تر می‌سازد.

در روند تحلیل‌های روان‌شناختی، همواره این نیاز وجود دارد که میان داده‌های تجربی و برداشت‌های ذهنی مخاطب پلی روشن برقرار شود. هدف از چنین تلاشی، ایجاد ساختاری است که بتواند اطلاعات پراکنده را در قالبی قابل‌پیگیری و قابل‌استفاده قرار دهد. همین اصل باعث می‌شود فرآیند آموزش یا درمان، نه بر پایه حدس، بلکه بر پایه درک تدریجی و قابل‌ارزیابی شکل بگیرد. در چنین چارچوبی، نقش مخاطب تنها دریافت منفعلانه داده‌ها نیست؛ بلکه او در هر مرحله با فهمی روشن‌تر از پدیده‌ها روبه‌رو می‌شود و می‌تواند رابطه میان تجربه‌های فردی و اصول علمی را بهتر تشخیص دهد.

در بسیاری از مباحث روان‌شناسی، مشکل اصلی از آن‌جا آغاز می‌شود که فرد با حجم زیادی از مفاهیم مواجه است، اما سازوکاری برای دسته‌بندی و به‌کارگیری آن‌ها ندارد. به همین دلیل، روایت روشن و منسجم از موضوعات، بخشی جدایی‌ناپذیر از آموزش و مداخله مؤثر است. هنگامی که اطلاعات با جملات شفاف، مثال‌های کاربردی و ساختاری گام‌به‌گام ارائه شود، ذهن فرصت پیدا می‌کند نقاط ضعف، الگوهای تکرارشونده و ظرفیت‌های قابل‌تقویت را مشاهده کند. این فرایند تدریجی موجب می‌شود مخاطب به‌جای وابستگی به توصیه‌های لحظه‌ای، توانایی تحلیل و قضاوت دقیق‌تری در شرایط مختلف به دست آورد.

مباحث مرتبط با رشد فردی نیز دقیقاً با چنین منطقی پیش می‌روند. یعنی تا زمانی که فرد نتواند رابطه میان احساسات، رفتارها و نتایج زندگی خود را بفهمد، هرگونه تغییر رفتاری تنها موقتی و سطحی خواهد بود. به همین دلیل، بسیاری از روش‌های درمانی و آموزشی تلاش می‌کنند ابتدا لایه‌های پنهان‌تر تجربه انسانی را شناسایی کنند، سپس بر اساس این شناخت، راهکارهایی قابل اجرا ارائه دهند. این الگو باعث می‌شود فرایند یادگیری یا درمان از سطح توصیه‌های کلیشه‌ای فراتر رفته و به شکل یک مسیر سازگار با واقعیت‌های زندگی فردی طراحی شود.

در کنار این مباحث، اهمیت نظم در ارائه محتوا را نیز نباید نادیده گرفت. یک مقاله یا برنامه آموزشی زمانی اثرگذار است که بتواند میان بخش‌های مختلف خود انسجام ایجاد کند. این انسجام نه تنها به فهم بهتر کمک می‌کند، بلکه باعث می‌شود مخاطب بتواند در مواجهه با پیچیدگی‌ها، تصویری کلی از ساختار موضوع در ذهن داشته باشد. وقتی چنین تصویری شکل بگیرد، استفاده از اطلاعات برای تصمیم‌گیری روزمره یا حل مسائل عاطفی و شناختی بسیار ساده‌تر خواهد شد. اینجاست که می‌توان گفت فرآیند یادگیری به معنای واقعی فعال می‌شود.

در نهایت، ارزش هر محتوای آموزشی یا درمانی زمانی آشکار می‌شود که بتواند در عمل، کیفیت تجربه مخاطب را تغییر دهد. این تغییر ممکن است کوچک، تدریجی یا محدود به یک بخش از زندگی باشد؛ اما همین تغییر نشان‌دهنده آن است که مفهوم‌ها توانسته‌اند جای خود را در ذهن و رفتار پیدا کنند. وظیفه هر سامانه آموزشی یا درمانی همین است: فراهم کردن بستری که فرد بتواند با کمترین پیچیدگی و بیشترین وضوح، مسیر رشد، شناخت و تصمیم‌گیری سالم‌تر را دنبال کند. این رویکرد نه وعده‌های غیرواقعی می‌دهد و نه بر اثرگذاری لحظه‌ای تکیه می‌کند؛ بلکه با اتکا به نظم، تحلیل و تداوم، راهی قابل‌اطمینان برای بهبود فردی ارائه می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *